زنده به گور - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
تو تمام پسرهای بد کوچه بودی که مادرم میگفت! من نباید به تو می خندیدم شکلات هایی که بمن دادی همه مسموم بودند؛ مرا عاشق کردند! تو و دوستانت آنهایی بودید که مادرم میگفت: "وقتی من زمین میخورم آنها می ایستند و میخندند" من مسموم عشق تو کودکانه در زمین خوردن های کوچه بزرگ شدم پیر شدم و در زیر و بم صدای خند...
گیس - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
کابوس هایم این روزهاهمه در انبوهی گیس بی سامان میگذردزنده بگور میشوم لای انبوه موهایمیا به دار آویخته شده ام با طنابی که بوی شامپو میدهد!خواب میبینم نامجو در گورستانبا فریاد میخواهد که زلف بر باد ندهمو من با موهایم بالنی میسازم و با باد میروممیبینم که می رومبا موهایمموهایممیرودو در هیبت کلاغ سر شانه...
طراحی صحنه: چیدمان و آرایش صحنه - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
مطلبی در مورد اهمیت ارایش صحنه از بنده در سایت تئاتر اصفهانhttp://teater.ir/?news=139209056
خصوصی - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
حوضی برای میان حیاط خریده امبرای آن شبها که تو می آیی لب بامو من هم.تا در آسمان یه روشنی مشترکی چشم بدوزیم و خوشبختی آرزو کنیم.کسی چه میداندچند هزار نگاه در آن نقطه دو دو میزند.ماه میان حوض خانه حریم نگاهت را برای من خصوصی میکند!
off! - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
آخر فصل بودن توست من را هم میان داشته هایت حراج میزنی حتی انباری برای رکودم تعبیه نکرده ای! از همه ارزان تر میفروشی ام میدانی برای جنس دست دوم کسی چیزی نمیپردازد! ویترینت را شلوغ کرده ام مشتری هایت نگاهی می اندازند چشمشان مرا نمیگیرد تو، زیباییت خنده هایت دستانت از نظرشان جا میماند برایت نمی صرفم ان...
:) - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
میگن آرزوهاتونو جایی یادداشت کنین که اگر روزی بهشون رسیدین یادتون بیاد اینا یه روزی واستون آرزو بود...متن من...صدای معین وصال...پیاده رو!http://godisnowhere.blogfa.com/post-45.aspxhttp://uploadkon.ir/?file=Hale%20delam%20(3).mp3
اشکت را مینوشم... - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:28
باز تکه ی گمشده ی لاله ی گوشم را بین طعم گس دهانت می جویمباز موهای سینه ات،در گیسوانم شانه می شود... روحم را میجَویاشکت را مینوشمخوره شده ایم بجان هم!خورده خورده در هم میرویممی تنیمو اندام موازی رو به شمالماندر تغییر مسیر ابدیجویده می شوند با غصه های یواشکینوشیده با گریه های بی هوار...تنیده با تمام ...
جيغ پشه هاى سفيد - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 0:27
تهران دلش گرفته بود. در گوشم گفت شعر بگو. من كلماتم را ريخته بودم توى رود جاجرود. سكوت شده بودم. تهران كر شد. خودم را بغل كردم، لال بودم. زبانم را گذاشته بودم لاى در تاكسى هاى زرد رنگ، ميان خيابان هاى طرح كوچك! پشه هاى سفيد جيغ مى كشيدند. تهران سر به بيابان گذاشت. مانده بودم وسط خيابان نواب كه ديگر ...

برچسب‌های مرتبط

زنده به گور | زنده به گور صادق هدایت | زنده به گور صادق هدایت pdf | زنده به گور كردن زنان | زنده به گور كردن | زنده به گور كردن جوان سوري | زنده به گور هدایت | زنده به گور شدن غواصان | زنده به گورکردن دختر | گیسو کمند